دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه

پايان نامه جهت دریافت کارشناسي ارشد رشته ی روانشناسی بالینی(MA)
عنوان
مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی
استاد راهنما
جناب دکتر علی اکبر ارجمندنیا
استاد مشاور
جناب دکتر کیوان کاکابرائی
نگارنده
یاسمن رحیمی
1392- 1391

سپاس بی کران پروردگار یکتا را که هستی مان بخشید و به طریق علم و دانش رهنمونمان شد و به همنشینی رهروان علم و دانش مفتخرمان نمود و خوشه چینی از علم و معرفت را روزیمان ساخت.
از اساتید راهنما و مشاور بزرگوارم، جناب آقای دکتر علی اکبر ارجمندنیا و آقای دکتر کیوان کاکابرائی به خاطر تمام راهنمایی ها و مساعدت های بی دریغ شان کمال تشکر را دارم. همچنین از تمامی دوستانی که در انجام این تحقیق بنده را یاری نمودند تقدیر و تشکر می کنم.

لحظات ناب باور بودن، لذت و غرور دانستن، جسارت خواستن، عظمت رسیدن و تمام تجربه های یکتا و زیبای زندگیم، مدیون حضور پر رنگ آنهاست.
تقدیم به
پناه خستگی هایم ، مادرم
کوه استوارم، پدرم
دوست و یار و همراهم، برادرم

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- مقدمه3
1-2- موضوع پژوهش5
1-3 – بيان مسئله5
1-4 – ضرورت و اهميت پژوهش7
1-5- اهداف پژوهش8
1-6- سئوال‌هاي پژوهش8
1-8- تعريف متغیر های پژوهش (به صورت مفهومی و عملیاتی):9
1-8-1 راهبرد های تنظیم شناختی هیجان9
1-8-2 استعداد اعتیاد9
1-8-3 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) بزرگسالان:9
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1 – مفهوم تنظیم هیجان11
2-1-1 تعریف هیجانات11
2- 1-2 تنظيم هيجان شناختي14
2- 1-3 نه راهبرد متفاوت تنظيم شناختي هیجان15
2-2- گرایش به اعتیاد17
2-2-1 مفاهيم تاريخي سوء مصرف مواد و گرایش به اعتیاد17
2- 2-2 سوء مصرف و علا ئم تشخیصی25
2-2-3 نظريه هاي سبب شناسی28
نظريه ژنتيكي28
نظريه روان پويشي28
نظريه هاي رفتاري و شناختي رفتاري30
2-2-4 همه گير شناسي سوء مصرف مواد31
2-2-5 نشانه هاي سوء مصرف مواد33
2-2-6 انواع مواد اعتيادآور33
-كُند كننده ها34
– محرك ها37
– توهم زاها38
2- 2-7 نظریه استعداد اعتیاد40
2- 2-8 عوامل خطرساز اعتياد43
– عوامل خطرساز از نظر روانپزشکی43
– عوامل خطرساز از نظر رفتاري43
– عوامل خطرساز جمعیت شناختی43
– عوامل خطرساز اجتماعی44
2-3- اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD)46
2-3-1 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و علایم تشخیصی46
2-3-2 ویژگی های تشخیصی50
2-3-3 سبب شناسي اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی52
عوامل ژنتیک52
عوامل مربوط به رشد52
آسیب مغزی52
عوامل روانی / اجتماعی53
2- 3-4 همه گیر شناسی اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD)53
2-4- رابطه بین متغیر ها55
2-4-1 استعداد به اعتیاد و اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی ( ADHD )55
2-4-2 تنظیم شناختی هیجان و استعداد به اعتیاد55
2-4-3 راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی ( ADHD )56
2-5- مروري بر تحقيقات انجام شده56
فصل سوم :روش تحقیق
3-1 – روش پژوهش77
3-2- جامعه آماري و روش نمونه گيري77
3-3- ابزار پژوهش77
3-3-1 پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز (CAARS-S:S):77
3-3-2 پایایی پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز78
3-3-3 پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ):80
3-3-4 بررسی پایایی پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان86
3-3-5 پرسشنامه پذیرش اعتیاد(AAS) و مقیاس استعدادالکل یا می بارگی مک اندرو MAC-R :88
3-4- شیوه اجرا92
3-5- تجزيه و تحليل آماري92
3-6- ملاحظات اخلاقي92
فصل چهارم: یافته ها
4-1- توصیف داده ها94
4-1-1 نمودار ها جهت نشان دادن نمرات دو گروه95
4-2- تحلیل داده ها99
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-3- محدودیت های تحقیق107
5-4- پیشنهادات108
منابع و مآخذ110
منابع فارسی110
منابع غیر فارسی112
چکیده انگلیسی115
پیوست ها116
پیوست «الف »116
پیوست «ب »118
پیوست «ج»119
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول 2-1 عوامل مخاطره آفرین در گرایش به سوء مصرف مواد45
جدول 3-1 مقدار ضریب آلفای محاسبه شده78
جدول 3-2 محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات79
جدول 3-3 شاخص هاي معناداري داده ها در اجراي اول83
جدول 3- 4 ماتريس چرخشي براي 4 عامل تنظيم هيجان84
جدول 3- 5 ضريب اعتبار و سوال هاي هر خرده مقياس85
جدول 3- 5 همبستگي خرده مؤلفه ها با نمره كل پرسشنامه85
جدول 3-6 آزمون T براي مقايسه 4 مؤلفه و نمره كل تنظيم هيجان شناختي در دختران و پسران86
جدول 3-7 مقدار ضریب آلفای محاسبه شده86
جدول 3-8 محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات87
جدول 3-9 نتايج آزمون تي (T) گروه هاي مستقل90
جدول 3-10 نتايج آماره هاي توصيفي براي سه مقياس AAS ، APS ، MAC-R به تفكيك گروه91
جدول 3-11 نتايج همساني دروني (آلفا) و همبستگي بين سه مقياس AAS، MAC-R، APS،221N-92
جدول 4-1 آماره های توصیفی داده های گروه عادی94
جدول 4-2 آماره های توصیفی داده های گروه مبتلایان به کمبود توجه/بیش فعالی95
جدول 4-3 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر تنظیم شناختی هیجان99
جدول 4-4 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر سرزنش خود و فاجعه سازی99
جدول 4-5 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر کنارآمدن و پذیرش100
جدول 4-6 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر مثبت اندیشی100
جدول 4-7 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر سرزنش دیگران101
جدول 4-8 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر گرایش به اعتیاد101
جدول 4-9 بررسی رابطه مولفه های تنظیم شناختی هیجان و استعداد به اعتیاد در مبتلایان به بیش فعالی102
فهرست نمودار ها
عنوان صفحه
نمودار 2-1 الگوي کلی شروع مصرف46
نمودار 4-1 مربوط به فراوانی نمرات گرایش به اعتیاد در نمونه مورد مطالعه96
نمودار 4-2 مربوط به فراوانی تنظیم هیجان شناختی در نمونه مورد مطالعه96
نمودار 4-3 مربوط به فراوانی نمرات سرزنش خود و فاجعه آمیزی در نمونه مورد مطالعه97
نمودار 4-4 مربوط به فراوانی نمرات کنار آمدن و پذیرش در نمونه مورد مطالعه97
نمودار 4-5 مربوط به فراوانی نمرات مثبت اندیشی در نمونه مورد مطالعه98
نمودار 4-6 مربوط به فراوانی نمرات سرزنش دیگران در نمونه مورد مطالعه98

چکیده
اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) در بزرگسالان به عنوان یک اختلال مهم، روز به روز بیشتر شناخته می شود، با این حال بررسی و عوارض ناشی از این اختلال در دانشجویان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه علی – مقایسه ا ی ، مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های سطح شهر تهران می باشد که از این میان تعداد 5 دانشگاه به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در مرحله بعد از این دانشگاه ها نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. حجم نمونه 106 نفر بود که،21 نفر در گروه با نشانه های ADHD و 85 نفر در گروه بدون نشانه های ADHD قرار گرفتند. ابزار پژوهش در اين تحقيق شامل پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی /کم توجهی بزرگسالان کانرز( (CAARS-S:S، پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ)، پرسشنامه پذیرش اعتیاد(AAS) و مقیاس استعداد الکل یا می بارگی مک اندرو MAC-R . از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه برای آزمون سئوال ها و جهت بررسی رابطه بین متغییر ها از ضریب همبستگی استفاده شد، و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتايج نشان داد، میان دانشجویان با نشانه های ADHD و بدون این نشانه ها در نمره کلی تنظیم شناختی هیجان تفاوت معناداری وجود ندارد ( 05/0 P>). در متغیر استعداد اعتیاد و راهبرد سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 P<). همچنین بین استعداد به اعتیاد و راهبردهای سرزنش خود و سرزنش دیگران رابطه معنادار وجود دارد .
كليد واژه ها: اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی، تنظیم شناختی هیجان، استعداد اعتیاد.

فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
تنظیم هیجان فرایندي است که از طریق آن افراد، هیجانهاي خود را به صورت هشیار یا ناهشیار تعدیل می کنند تا به طور مناسب به تقاضاهاي محیطی متنوع پاسخ دهند (تامپسون1،1994 ؛ بارلو2،2007 ؛ مارتین3 و دنیس4،2004؛گروس5، 1998). در زندگی روزمره، افراد همواره راهبردهاي منظمی را براي تعدیل شدت و یا نوع تجارب هیجانی خود یا واقعه فراخواننده هیجان به کار می گیرند (دیاموند6 ،آسپینوال7، 2003؛گروس ،1998). تنظیم شناختی هیجان به شیوه شناختی مدیریت و دستکاري ورود اطلاعات فراخواننده هیجان اشاره دارد (اوکسنر8 ، گروس،2004 ) . به عبارت دیگر، راهبردهاي تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا براي آنها اطلاق می شود (حسنی و همکاران ،1387). در سالهاي اخیر، گارنفسکی و همکاران (2002) ، نه راهبرد متفاوت تنظیم شناختی هیجان را به صورت مفهومی شناسایی کرده اند.
مصرف مواد مخدر در كشور ما سابقه اي ديرينه دارد. از اولين احكام ممنوعيت مصرف ترياك كه به 400 سال پيش باز مي گردد، روشن مي شود كه عوارض آن صدها سال است كه توجه سياستمدارن را به خود جلب كرده است(رحیمی موقر ،1384). خوردن ترياك در ايران از دوره صفويه و كشيدن ترياك از زمان قاجاريه معمول گرديده است(تقوی،1363). مصرف هروئين نيز از زمان پهلوي آغاز شده است (همان منبع). وابستگي به ترياك در اواسط سده 19 ميلادي شيوع بيشتري داشته ، اما تا اواخر همان سده به عنوان يك مشكل عمده پزشكي مطرح نبوده است (سادوك و سادوك9، 2000 ). آمار مواد مخدر كشف شده درسالهاي اخير نشان دهنده روند رو به رشد آن است (احسان منش و همکاران ،1378) و همچنان مشکل اعتیاد در ایران ادامه دارد . از سوی ديگر ميزان مرگ و مير در ميان معتادان به مواد اوپيوئيدي 20 برابر بيشتر از افراد غير معتاد است. مرگ و مير معمولا به علت مسموميت، عفونت، ايدز، خودكشي و ديگركشي رخ مي دهد (تئودور10، استرن 11، 2000). چون پديده اعتياد، ارتباط تنگاتنگي با فرهنگ،اعتقادات مذهبي، شرايط اقتصادي، اجتماعي و پيشينه تاريخي هر كشوري دارد، از اين رو تكيه به پژوهش هاي خارجي چندان مفيد نخواهد بود بلكه به بررسيهاي منطقه اي و كشوري نياز اساسي وجود دارد.
بر اساس چهارمین نسخه تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماري اختلالات روانی(DSM-IV-TR)، اختلال کمبود توجه / بیش فعالی (ADHD) با علایمی مانند کمبود توجه و تمرکز، تکانشگري و بیش فعالی مشخص می شود . در این شرایط عملکرد روانی/اجتماعی فرد، یادگیري و شناخت نیز مختل می شود (بیدرمن12 ، فارائون13،2005). این اختلال شایعترین اختلال روانی در کودکان بوده و شیوع آن در جنس مذکر بیشتر از جنس مونث است. در بیشتر مواقع (ADHD) با سایر اختلالات همراه بوده و در 60 درصد موارد، علایم تا دوران بزرگسالی باقی می ماند(کید14،2000؛ فروئلیچ15 و همکاران 2007). اگرچه در سالهاي گذشته این باور غلط وجود داشت که این اختلال از سالهاي بعد از نوجوانی بهبود می یابد ولی امروز این واقعیت آشکار شده است که این اختلال در بیش از50 تا 75 درصد موارد تا دوران بزرگسالی ادامه خواهد یافت (والندر 16، هوبرت17،1985). تا کنون هیچ عاملی به تنهایی به عنوان علت اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی شناخته نشده است، تصور می شود که این اختلال در نتیجه تعاملات پیچیده بین ژنتیک، محیط و عوامل زیستی می باشد(کلینگ18 و همکاران ،2008).
گرچه در بسیاری از تحقیقات، به ارتباط ADHD و سوء مصرف مواد پرداخته شده و وجود آن نیز ثابت شده است ولی در هیچ پژوهشی به مقایسه گرایش به اعتیاد در افراد داری نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی و بدون نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی پرداخته نشده است. همچنین به نظر می رسد افراد مبتلا به نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی در راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نیز دچار مشکل باشند پس بر آن شدیم تا این به مقایسه بپردازیم.

1-2- موضوع پژوهش
مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی
Comparison of cognitive emotion regulation strategies and Addiction Prone in university student with and without Attention deficit – hyperactive disorder (ADHD) symptoms
1-3 – بيان مسئله
سا لها پژوهش به نقش مهم تنظيم هيجان در سازش با وقايع تنيدگي زاي زندگي وضوح بخشيده است(گرانفسکی19 ، کراییج20، 2006). تنظيم هيجان21 دلالت دارد بر به كار گماشتن افكار و رفتارهايي كه در هيجان هاي آدمي تأثير مي گذارند. هنگامي كه انسان ها تنظيم هيجان را به كار مي گيرند، چگونگي تجارب و تظاهر هيجان هاي خود را هم تحت اختيار مي گيرند. گمان مي شود توانايي تنظيم هيجان خصيصه اي از خصوصيات هوش هيجاني است22 (بارآن23 ، پارکر24، 2000). هيجان ها از ديدي كاركردي تلاش هايي همگرا توسط فرد محسوب مي شوند، به منظور ابقاء، تغيير و يا خاتمه دادن به روابط ميان فرد و محيط تأثيرگذار گروهي ادعا دارند تنظيم هيجان وابسته به دو سطح است: فرايند تنظيم هيجان و بازده آن .تنظيم هيجان اينگونه تعريف مي شود: تنظيم هيجان مبتني است بر فرايندهاي دروني و بيروني پاسخ دهي در برابر مهار و نظارت، ارزيابي و تعديل تعاملات هيجاني به خصوص خصايص زودگذر و تند آنها براي به تحقق رسيدن اهداف (تامپسون25، 1994). تنظيم هيجان مي تواند آگاهانه يا ناآگاهانه، زودگذر يا دائمي و رفتاري و يا شناختي باشد، تنظيم هيجان رفتاري، نوعي از تنظيم هيجان است كه در رفتار آشكار فرد ديده مي شود نسبت به تنظيم هيجان شناختي كه قابليت مشاهده ندارد و زودگذر است. تنظيم هيجان موفق همراه با دستاوردهاي مثبت مي باشد، دستاوردهايي چون رشد صلاحيت هاي اجتماعي (ایزنبرگ26، 2000)، سلامتي به كارگيرنده تنظيم هيجان و در مقابل، هيجان تنظيم نشده با اشكال برجسته آسیب های روانی همراه است .مثلا گفته شده است كه عدم تنظيم هيجان مي تواند منادي رفتارهاي مشكل آفريني همچون خشونت باشد(دیلون27 و همکاران، 2007). پژوهش ها نشان داده اند كه طبقه قدرتمندي از تنظيم هيجان شامل راههاي شناختي اداره اطلاعات هيجاني تحريك كننده است (آسخنر، گروس28، 2005).
اعتیاد یک بیماری جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی29 است که در شکل گیری آن زمینه های پیش اعتیادی متعددی نقش ایفا می کنند. مطالعات نشان داده اند اعتیاد در مصرف کنندگان نیکوتین، الکل و تریاک تنها در بخش کوچکی از جمعیت که به مصرف مزمن مواد می پردازند روی می دهد. به عبارتی این مطالعات سه نکته را نشان می دهند که 1- تمام افرادی که با مواد مخدر مواجه نمی شوند وابسته یا معتاد نمی گردند. 2- مواجه طولانی با مواد مخدر شرط کافی برای اعتیاد نیست. از سوی دیگر برخی اشخاص تنها بعد از چند بار مواجه شدن با مواد معتاد می شوند 3- کسانی که مستعد اعتیاد هستند به مصرف مواد چندگانه تمایل دارند (هیرویی30 ، آگاتسوما31، 2005). نظریه استعداد اعتیاد32 بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا، 1970).
نتایج پژوهش ها نشان می دهد که واکنش پذیری بالا و استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی منفی بیشتر، از عوامل خطر زا برای سوء مصرف کنندگان مواد است (ابوالقاسمی و همکاران، 1389). همچنین برخورداری از بیماری روانی زمینه ای یکی از عوامل مستعد کننده برای اعتیاد می باشد.
اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) یک اختلال عصبی ارثی شایع است که از کودکی وجود داشته و احتمالا علت آن را کاهش عملکرد سیستم های تولید کننده دوپامین در مغز عنوان می کنند (روزلر33 و همکاران، 2000). بررسی شیوع ADHD و شرح حال افراد مبتلا نشان می دهد که شیوع آن در کودکان 3 تا 10 درصد می باشد که یک سوم تا دو سوم آنها تا بزرگسالی هم مشکلاتشان ادامه پیدا می کند و شیوع ADHD در جمعیت افراد بزرگسال عادی 1 تا 6 درصد تخمین زده می شود (وندر34 و همکاران، 2001). لذا بر خلاف گذشته امروزه اعتقاد برآن است که نشانه های ADHD بعد از بلوغ عمدتاً ادامه پیدا می کند (وندر و همکاران، 2001 ؛ فاگل 35و همکاران، 1995). پژوهش های مختلف نشان داده اند که ADHD خطر سوء مصرف مواد، بزهکاری، زندانی شدن، شکست های شغلی، طلاق و مشکلات ازدواج را افزایش می دهد (فاگل و همکاران، 1995).
با توجه به موارد مذکور سوال اصلی پژوهش این است که آیا راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد یا خیر؟
1-4 – ضرورت و اهميت پژوهش
سوء مصرف مواد موضوعی است که مورد توجه روانشناسان بالینی و روانپزشکان قرار گرفته است چرا که این مسئله دارای عواقب سوء منفی بلند مدت در اقشار مختلف جامعه است. بر اساس گزارش سازمان ملل در سال 2005 ایران بالاتری نسبت معتادان به هروئین و تریاک را در جهان دارد. یکی از عوامل موثر در سوءمصرف کنندگان مواد واکنش پذیری36 است. واکنش پذیری بالا منجر به استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی منفی شده و در نتیجه استفاده از مواد مخدر را افزایش می دهد. افرادی که نمی توانند برانگیختگی های خود را کنترل کنند احتمالاً در معرض سوءمصرف مواد بیشتری هستند (دوران37 و همکاران، 2007). هیجان طلبی38 و واکنش پذیری از خصوصیات افرادی هست که واکنش پذیری بالایی در مقابل رویداد های زندگی از خود نشان می دهند. این دو از عواملی هستند که بر رفتار های مشکل زا و به ویژه مصرف مواد و بزهکاری نقش دارند (بیجرک39 و همکاران، 2004؛ کافی40 و همکاران، 2003). هنگامی که فرد برای مصرف مواد مخدر تحت فشار قرار می گیرد مدیریت موثر هیجان ها خطر سوء مصرف مواد را کاهش می دهد. توانایی مدیریت هیجان ها باعث می شود که فرد در موقعیت هایی که خطر مصرف مواد بالا است از راهبرد های مقابله ای مناسب استفاده کند. افرادی که تنظیم هیجانی بالایی دارند در پیش بینی خواسته های دیگران توانایی بیشتری دارند. آنها فشار های ناخواسته دیگران را درک و هیجان های خود را بهتر مهار می کنند و در نتیجه در برابر مصرف مواد مقاومت بیشتری نشان می دهند(ترینیداد41 ، جانسون42، 2002). مطالعات نشان داده است که دانشجویان مبتلا به ADHD دارای مشکلات تحصیلی بیشتری نسبت به دانشجویان عادی می باشند (پاری43 و همکاران، 1999). همچنین نشان داده شده است که اختلال های همزمان با اختلال ADHD در دانشجویان عبارتند از :اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات یادگیری، سوء مصرف مواد مخدر و الکل یا هردو، وابستگی، مشکلات قانونی و اختلالات خوردن (پاری و همکاران، 1995). به طور کلی می توان گفت که ADHD موفقیت اجتماعی، تحصیلی و رشد عاطفی دانشجویان دانشگاه ها را تحت تأثیر قرار می دهد (فاگل و همکاران، 1995).
دانشجویان یکی از مهمترین اقشار جامعه می باشند که سلامت جسمی و روانی آنها منجر به سلامت جامعه خواهد شد. بررسی عوامل زمینه ساز گرایش به اعتیاد در دانشجویان می تواند زمینه را برای پیشگیری های اولیه و ثانویه و سیاست گذاری های ملی و آموزشی فراهم سازد. لذا با توجه به اهمیت موضوع، هدف از پژوهش حاضر مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی می باشد.
1-5- اهداف پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر عبارتست از « مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی».
اهداف ویژه پژوهش عبارتند از:
– مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی.
– مقایسه استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی.
1-6- سئوال‌هاي پژوهش
1- آیا راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
سوالات فرعی مرتبط با سوال اول عبارتند از:
1-1 آیا راهبرد سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-2 آیا راهبرد کنار آمدن و پذیرش در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-3 آیا راهبرد مثبت اندیشی در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-4 آیا راهبرد سرزنش دیگران در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
2- آیا استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
3- آیا بین تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد رابطه وجود دارد ؟
1-8- تعريف متغیر های پژوهش (به صورت مفهومی و عملیاتی):
1-8-1 راهبرد های تنظیم شناختی هیجان
تعریف مفهومی: مفهوم كلي تنظيم شناختي هيجان دلالت بر شيوه شناختي دستكاري ورود اطلاعات فراخواننده هيجان دارد ( تامپسون، 2005 ). به عبارت ديگر، راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان، به نحوه تفكر افراد پس از بروز يك تجربه منفي يا واقعه آسيب زا براي آنها اطلاق مي گردد .
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ) (گارنفسكي و همكاران 2002 ) بدست می آورد.
1-8-2 استعداد اعتیاد
تعریف مفهومی: نظریه استعداد اعتیاد بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا، 1970).
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در مقیاس استعداد اعتیاد (AAS) و مقیاس می بارگی مک اندرو(MAC-R )بدست می آورد.
1-8-3 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) بزرگسالان:
تعریف مفهومی: اختلال ADHD به عنوان الگوی تکراری بیش فعالی، تکانشگری و بی توجهی توصیف شده است که غالبا شروع آن از هفت سالگی بوده و شدیدتر از آن است که قابل اسناد به رشد طبیعی باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000)
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در شاخص بیش فعالی کم توجهی (E) پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز44 (CAARS-S:S) بدست می آورد . افرادی که نمرات آنها بالاتر از نقطه برش باشد به عنوان افراد دارای اختلال بیش فعالی- کمبود توجه ADHD در نظر گرفته می شوند.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 – مفهوم تنظیم هیجان45
2-1-1 تعریف هیجانات46
هیجان ها داده هایی درونی هستند که بر انگیزه و رفتار اثر می گذارند و در واقع ممکن است مقدم بر شناخت باشند. همچنین داده های تجربی بیان می کنند که هیجان توسط ساختارهای زیرین قشر مخ کنترل می شود و می تواند بر دامنه ای از پردازش های شناختی که شامل سوگیری توجه، سوگیری حافظه و قضاوت و تصمیم گیری است، اثر بگذارد(ولز 47، متیوس48، 1994؛ ویلیامز49، واتس50، مک لود51، متیوس، 1988؛ کلور52 ، پاروت53، 1994). هیجان ها انواع مختلفی دارند؛ از سرخوشی تا تنفر و از وحشت تا ملال گسترده اند(پروین54،1996). یکی از ویژگی های مهم هیجان ها، کیفیت دستوری آ نهاست؛ چیزی که فریجدا55(1986) آن را مهار پیشین56 می نامد؛ بدین معنا که هیجانها می توانند کاری را که در حال انجام آن هستیم متوقف کنند. این ویژگی تنظیم هیجانی را ممکن می سازد.
تنظیم هیجان شامل گسترهاي از راهبردهاي شناختی و رفتاري هشیار و ناهشیار است که جهت کاهش، حفظ یا افزایش یک هیجان صورت می گیرد( گراس، 2001). تنظیم هیجانی به عنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرآیندهاي اجتماعی روانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود(گراس، 2007).
تنظيم هيجان به عنوان يكي از متغيرهاي روانشناختي، مورد توجه بسياري از پژوهشگران قرارگرفته است (براي مثال گلمن57، 1995 ؛ شاته58 و همكاران، 1998 ؛ ماير59، كاروسو 60، سالووي61، 1999 ). شواهد زيادي نشان مي دهند كه تنظيم هيجاني با موفقيت يا عدم موفقيت در حوز ه هاي مختلف زندگي مرتبط است (شاته، مالو62، تورستنسون63، بولار64 ، روك65، 2007؛ جاكوبس66 و همكاران، 2008).تنظيم هيجان نقش مهمي در سازگاري ما با وقايع استر سزاي زندگي دارد( آيز نبرگ67، فابس68،2000). هنگامي كه فرد با يك موقعيت هيجاني روبرو مي شود احساس خوب و خوش بيني براي كنترل هيجان كافي نيست بلكه وي نياز دارند كه در اين موقعيت ها بهترين كاركرد شناختي نيز داشته باشد (رضوان،2006). در اصل در تنظيم هيجان به تعامل بهينه اي از شناخت و هيجان جهت مقابله با شرايط منفي نياز است(آسخنر69، 2005)، زيرا انسان ها با هر چه مواجه مي شوند آنرا تفسير مي كنند و تفسيرهاي شناختي تعيين كننده واكنش هاي افراد است. از نظر بک عقايد منفي درباره خود عامل محوري در اختلال افسردگي است و نگرش هاي منفي بخش اصلي تغييرات خلق محسوب مي شوند (جیمنز70 ، گروس71، 2005). از طرفي تغيير در هر كدام از بخش هاي مختلف عملكرد سيستم هاي شناختي، از قبيل؛ حافظه، توجه و هوشياري موجب تغيير خلق مي شود . بنابراين نمي توان نقش تنظيم هيجان شناختي را در سازگاري افراد با وقايع استرس زاي زندگي ناديده گرفت (گرنفسکی ، کریج72، 2006). در رويكردهاي نوين نيز، علت اختلالات هيجاني به نقص در كنترل هاي شناختي نسبت داده مي شود، به طوري كه ناتواني در كنترل هيجان منفي ناشي از وجود افكار و باورهاي منفي درباره نگراني و استفاده از شيوه هاي ناكارآمد مقابله اي است (ولز73، 2007). سبك هاي مقابله مشتمل بر كوشش هايي از نوع عملي و درون رواني براي مهار مقتضيات دروني و محيطي و تعارض هاي ميان آنهاست. لذا مفهوم تنظيم هيجان شناختي، به دقت مرتبط با مفهوم مقابله است.( اولاک74، گرانفسکی ، کراییج، 2007) سبك هاي مقابله در سه بعد: 1- شناختي( با تفكر)2- مداخلات رفتاري و 3- تركيبي از دو بعد شناختي و رفتاري هيجان را تنظيم مي كنند(پارکینسون ، توتردل، 1999). تنظيم هيجان نقش برجسته اي در تحول و حفظ اختلالات هيجاني دارد و حيطه گسترده اي از هوشيار و ناهوشيار فيزيولوژيكي و رفتاري و فرايندهاي شناختي را شامل مي شود(گروس، 2001 ؛ گروس ، مونوز75، 1995).
نتايج پژوهش ها نشان داده اند كه ظرفيت افراد در تنظيم مؤثر هيجا ن ها بر شادماني روانشناختي، جسماني و بين فردي تأثير مي گذارد(گروس،1996؛ كلينگر76، 1993؛ ريف77 ، سينگر78، 1996).به عنوان مثال، نشانه هاي نارسايي تنظيم هيجان در بيش از نيمي از اختلالات محور I و در تمام اختلالات شخصيتي محور II اتفاق مي افتد(گروس،1999). شواهد پژوهشي همچنان نشان مي دهند كه تنظيم مشكل دار 79هيجان ها، نظير خشم و اضطراب، در بروز مشكلات جسماني مانند بيماري هاي قلبي – عروقي و معده اي-روده اي نقش دارند(بگلي80،1994؛ بيري81 ، بيكر82،1993 ). به همين دليل نيز، راهبردهاي تنظيم هيجان موضوع مورد علاقه بسياري از پژوهشگران، نظريه پردازان و متخصصان باليني است (گروس، 1998؛ ماهوني83،1995؛ پاركينسون84 ، توتردل85، 1999؛ وستن86 ،1994 ) و درك اثربخشي فردي در تنظيم هيجان و شناسايي عوامل زيربنايي مؤثر در آن امري اساسي به شمار مي رود. تنظيم هيجان وجه ذاتي گرايش هاي پاسخ هيجاني است (آمستادتر87،2008). در واقع، تنظيم هيجان به اعمالي اطلاق مي شودكه به منظور تغيير يا تعديل يك حالت هيجاني به كار مي رود. در متون روان شناختي، اين مفهوم اغلب به منظور توصيف فرآيند تعديل عاطفه منفي به كار رفته است. هر چند تنظيم هيجان مي تواند در برگيرنده فرايندهاي هشيار باشد، الزاماً نيازمند آگاهي88 و راهبردهاي آشكار89 نيست (گروس ، مونوز،1995). تنظيم هيجان در مديريت هيجان ها نقش اساسي ايفا مي كند(سارني90،مومه91 ، كمپوس92 ،1998 ).
تنظيم هيجان شكل خاصي ازخودتنظیمی93 است (تیس94 ، لوسكي95،2000) و به عنوان فرآيندهاي بيروني و دروني دخيل در بازبيني، ارزشيابي و تعديل ظهور، شدت و طول مدت واكنش هاي هيجاني تعريف شده است(تامپسون،1994) كه در سطوح ناهشيار، نيمه هشيار و هشيار (مي ير96 ، سالووي97،1995 ) به كار گرفته مي شود.
تنظيم هيجان بيشتر از دو چهارچوب مهم بررسي مي شوند كه عبارتند از: 1- راهبردهاي تنظيم هيجان كه قبل از وقوع حادثه يا در آغاز بروز آن فعال مي شوند2- راهبردهاي تنظيم هيجان كه پس از بروز حادثه و يا بعد از شكل گيري هيجان فعال مي شوند. راهبردهاي تنظيم هيجان كه قبل از وقوع حادثه فعال مي شوند در كنترل هيجان منفي حوادث نقش مهمي دارند(گروس ،1998)، زيرا موجب تفسير واقعه به نحوي مي شوند كه پاسخ هاي هيجاني منفي را كاهش مي دهد.
2- 1-2 تنظيم هيجان شناختي98
تنظيم هيجان شناختي به تمام سبكهاي شناختي ، اطلاق مي شود كه هر فردي از آن به منظور افزايش يا كاهش و يا حفظ هيجان خود استفاده مي كند (گروس، 2001). پژوهشها نشان مي دهد تفاوتهاي افراد در استفاده از سبكهاي مختلف تنظيم هيجان شناختي موجب پيامدهاي عاطفي، شناختي و اجتماعي مختلفي مي شود چنانكه استفاده از سبكهاي ارزيابي مجدد با هيجانهاي مثبت و عملكردهاي ميان فردي بهتر و بهزيستي بالا ارتباط دارد(گروس ، جان99، 2003). مفهوم كلي تنظيم شناختي هيجان دلالت بر شيوه شناختي دستكاري ورود اطلاعات فراخواننده هيجان دارد(تامپسون،1991؛ اوكسنر 100،2004 ؛ گروس، 2005 ). به عبارت ديگر، راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان، به نحوه تفكر افراد پس از بروز يك تجربه منفي يا واقعه آسيب زا براي آنها اطلاق مي گردد .
پژوهش هاي پيشين نه راهبرد متفاوت تنظيم شناختي هیجان را به صورت مفهومي شناسايي كرده اند که در زیر به آن اشاره شده است .
2- 1-3 نه راهبرد متفاوت تنظيم شناختي هیجان
ملامت خويش101 ، پذيرش102، نشخوارگري103 ، تمركز مجدد مثبت104 ، تمركز مجدد بر برنامه ريزي105 ، ارزيابي مجدد مثبت106 ، ديدگاه پذيري107 ، فاجعه انگاري108 و ملامت ديگران109 (گارنفسكي ، كرايج، اسپينهاون110، 2001؛ 2002؛ گارنفسكي و همكاران،2002 ) . شواهد نشان مي دهند كه راهبردهاي شناختي مانند نشخوارگري، مقصردانستن خود و فاجعه انگاري به صورت مثبت با افسردگي و سايرجنبه هاي آسيب شناختي همبسته مي باشد؛ ضمن اين كه، در راهبردهايي نظير ارزيابي مجدد مثبت، اين همبستگي منفي است (اندرسون111 ، ميلر112، ريگر113 ، ديل114 ، سديكيدس115،1994 ؛ ساليوان116 ، بيشوپ117 ، پيويك118، 1995 ؛كارور 119، شيرر120 ، وينتراوب121، 1989 ؛گارنفسكي، لگرستي122، كرايج، وان دن كومر ، تيردس ،2002 ؛گارنفسكي، تيردس،كرايج، لگرستي، وان دن كومر123، 2003 ).
• سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار شامل 5 زير مقياس مي باشد و راهبرد هاي مقابله اي بهنجار محسوب مي شوندكه عبارتند از:
1. پذيرش : تفكر با محتواي پذيرش و تسليم رخداد
2. تمركز مجدد مثبت: فكر كردن به موضوع لذت بخش و شاد به جاي تفكر درباره حادثه واقعي
3. تمركز مجدد بر برنامه ريزي: فكر كردن درباره مراحل فائق آمدن بر واقعه منفي يا تغيير آن
4. ارزيابي مجدد مثبت: تفكر درباره جنبه هاي مثبت واقعه يا ارتقا شخصي
5. كنار آمدن با ديدگاه(ديدگاه پذيري): تفكرات مربوط به كم اهميت بودن واقعه يا تاكيد بر نسبيت آن در مقايسه با ساير وقايع.
• سبك هاي تنظيم هيجان شناختي ناسازگار: اين شيوه مقابله شامل چهار زير مقياس مي باشد و راهبردهاي مقابله اي نابهنجار را تشكيل مي دهند، كه عبارتند از:
1. سرزنش خود: تفكر با محتواي تقصير دانستن و سرزنش خود
2. نشخوار فكري: اشتغال ذهني درباره احساسات و تفكرات مرتبط با واقعه منفي
3. فاجعه انگاري: تفكر با محتواي وحشت از حادثه
4. سرزنش ديگري: تفكر با محتواي مقصر دانستن و سرزنش ديگران به خاطر آنچه اتفاق افتاده است (گارانسفکی ، اسپینوون124 ،2001).
به اعتقاد آيسنك 125صفات شخصيتي از آمادگي هاي ژنتيك ناشي مي شوند، هر چند تجلي فردي اين آمادگي ها تحت تأثير(آيسنك، 1994؛ آيسنك ، 1998؛ تاوب126،1998 ). بر اساس ابعاد شخصيتي رواني / فيزيولوژيك آيسنك تفاوت هاي شخصيتي به تفاوت در واكنش پذيري عاطفي مرتبط مي باشد(كاردوم127، هوديك128 /كنزويك،1996 ؛ زلنسكي 129 ، لارسن130، 1999). تأثير ابعاد شخصيتي آيسنك بر هيجان پذيري در خلال زمان و موقعيت ها پايدار مي باشد(كاردوم، هوديك /كنزوويك، 1996). بر اساس ادعاي تفاوت هاي فردي باثبات در واكنش پذيري عاطفي، مي توان اذعان داشت كه نوع راهبردهاي تنظيم هيجان توسط يك فرد و اثربخشي نظم جويانه آنها، وابسته به خصوصيات رواني / فيزيولوژيك شخصيت مي باشد. به عبارت ديگر، ممكن است نوع و اثربخشي راهبردهاي تنظيم هيجان بر اساس انتخاب فردي، خصوصيات شخصيتي و موقعيت هاي هيجاني متفاوت باشد.
در بازنگري پژوهشهاي تنظيم هيجان، گروس (1999) اشاره نمود كه تفاوت هاي فردي در تعديل هيجان در هر يك از مراحل توليد هيجان ها مشاهده مي شود. براي مثال در خلال مرحله انتخاب موقعيت برون گراها ممكن است بيشتر موقعيت هايي را انتخاب كنند كه شانس درگيري اجتماعي داشته باشند(گروس،1999). علي رغم اين پيش بيني هاي نظري، گروس (1999) و كوكونن131 و پولكنين132(1999) اظهار داشتند كه درباره تفاوت هاي فردي در تنظيم هيجان اطلاعات كمي در دست مي باشد.
هر چند در زمينه رابطة صفات شخصيتي و حالتهاي هيجاني مطالعات متعددي صورت گرفته است، ولي در زمينه بررسي راهبردهاي تنظيم هيجان بر اساس ابعاد شخصيتي يافته هاي پژوهشي اندك مي باشد. تاكنون مطالعاتي كه گروه هاي شخصيتي غربال شده و همگن را بر اساس ابعاد برون گرايي و روان نژندي گرايي (درون گرا، برون گرا، نوروزگرا و پايدار هيجاني) از نظر راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان مورد مطالعه و مقايسه قرار داده باشد در دانش علمي و پژوهشي انگشت شمار و اندك مي باشند.
2-2- گرایش به اعتیاد
2-2-1 مفاهيم تاريخي سوء مصرف مواد و گرایش به اعتیاد
بشر در طول تاريخ و ساليان متمادي همواره مايل بوده است به دلايل مختلف با مواد گوناگون سكرآور خود را سست و بي خود كند و همين امر نشان دهنده وابستگي رواني است و وابستگي رواني شامل نياز به مواد براي ايجاد نشاط و يا از بين بردن احساس غم و ناراحتي نيز هست و با توجه به آماري كه سازمان ملل در سال 1377 اعلام كرده است در ايران حدود 710000 نفر معتاد مشكل دار مزمن، معتاد به ترياك و فرآورده هاي آن هست گرچه مي توان به اين آمار مصر ف كنندگان ساير مواد بدون شكل را نيز اضافه كرد كه همه اهميت پيشگيري را در اين زمينه مطرح مي نمايد. در هر حال آنچه از پيشگيري مدنظر است رساندن پيام مؤثر، مفيد و آموزش به كساني هست كه مواد مصرف نكرده اند. چرا كه از اين طريق مي توان به 98 در صد افراد كمك نمود و اين فعاليت ها بسيار كارآمد بوده برخلاف اقدامات در جهت ترك اعتياد كه در حقيقت فعاليت ها واكنشي است. بررسي ها نشان مي دهد كه برخي از كشورهاي صنعتي در حدود 30 سال است كه پيشگيري اوليه بعنوان مهمترين هدف در نظر گرفته شده است و در اين زمينه به پيشرفتهايي نيز نائل شد ه اند. براساس دفتر كنترل مواد مخدر در آمريكا از طريق پيگيري اوليه موفق شده اند 70 در صد تقاضا را نسبت به مواد را كاهش دهند (به نقل از موسوی،1388).
مفهوم مواد مخدر از قرن چهاردهم و از كلمه فرانسوي drogue))، به معني مواد خشك گرفته شده است، يعني اكثر داروهايي كه زماني از گياهان خشك بدست آمده اند (پالفاي و جانكيويكز، 1991؛ به نقل از كريمي، 1384). بطور كامل شيوة قانع كننده اي براي توضيح اينكه يك ماده مخدر است يا خير، وجود ندارند، مانند تفاوت هاي ميان آب، مايعات ويتامين دار و پني سيلين. بنابراين برخي تصور مي كنند كه آن را جزو مواد شيميايي يا مواد مصرفي قلمداد كنند. چون الكل در اكثر تعريف هاي مردمي، از مواد مخدر مستثني شده است، جامعه الزام مي كند تا مشروب«مارتيني» را به عنوان چيزي در نظر گيرند كه بطور اساسي با سيگار حشيش، يك كپسول باربيتورات، يا يك بسته هرويين متفاوت باشد. ظاهراً، چون كاربرد معنايي كلمة «مواد مخدر» در شكل وسيع آن و با توجه به وضعيت هاي اجتماعي و درماني، متفاوت است، جامعه پذيرفته است كه مواد مخدر «خياباني» براساس اصول كاملاً متفاوتي در مقايسه با مواد مخدر دارويي، الكل و نيكوتين عمل مي كنند و در حاليكه خطرات مواد «خياباني» كاملاً اغراق آميز بيان مي شود و خطرات مواد دسته دوم ناديده گرفته شده است. در جوامع معاصر، كلمه “مواد مخدر” دو معني ضمني دارد، يكي مثبت است كه نقش مهم آن را در پزشكي نشان مي دهد، و ديگري منفي است كه ويژگي طبيعي و تركيبي اين داروها را منعكس نمي كند، بلكه جنبة تخريبي و الگوهاي سوء استفاده از اين مواد را كه زيا نبخش هستند منعكس مي كند (ابادينسكي، ترجمه كريمي و همكاران، 1384). شايد بتوان نخستين اقدامات رسمي درماني در حوزة اعتياد را به زمان صفوي نسبت داد. زماني كه به دستور حكومت وقت، به افراد معتاد فرصت داده شد تا به ترك اعتيادشان مبادرت ورزند. گرچه هيچ گونه آمار رسمي كه نشان دهندة ميزان كارايي اين گونه اقدامات در كاهش نرخ شيوع اعتياد در دست نيست. بهره گيري از روش هاي علمي درمان اعتياد از طي سا لهاي 1381 در كشورمان شروع شده است. هم اكنون اكثر متخصصين و صاحبنظران درمان اعتياد بر اين باورند كه اعتياد يك اختلال رواني، ژنتيكي، جسمي و اجتماعي مي باشد كه بر اين اساس تنوع از درمانهاي دارويي، روانشناختي و مداخلات اجتماعي براي كنترل آن طراحي شده است(نادري، بينازاده، صفاتيان ، پيوندي، 1387). در زمينة رفتار ناهنجار، متمركز كردن بحثمان روي مصرف نابهنجار يا بيش از حد داروها اهميت دارد. در جامعه ما مصرف برخي مواد روان گردان، نظير قهوه يا مقدار معتدل الكل، رفتار بهنجار و مناسب محسوب مي شود. چه موقعي مصرف دارو نامناسب و ناسازگارانه تلقي مي شود؟ در واقع چگونه سوء مصرف دارو را تعريف مي كنيم؟ اينها سئوالهاي دشواري هستند كه چالش قابل ملاحظه اي را براي متخصصان بهداشت رواني ايجاد كرده اند، و تعريف ها و تشخيص ها طي دهها سال تغيير يافته اند. مانند چندين اختلال روانپزشكي كه نا بهنجاري جسماني واضح يا آزمون تشخيص آزمايشگاهي براي آنها وجود ندارد. در نظر گرفتن جنبه هاي تاريخي و فرهنگي مصرف دارو، چارچوب مناسبي را براي مفاهيم فعلي اختلالهاي مصرف مواد در اختيار مي گذارد. مردم قرنها با هدفهاي اجتماعي، مذهبي، دارويي و تفريحي، داروهاي تغيير دهنده ذهن را مصرف كرده اند. براي مثال بيش از 3000 سال است كه ترياك در جوامع مختلف مصرف شده است. در قرن نوزدهم، در آمريكا و انگلستان انواع فرآوردهاي ترياك وسيعاً در دسترس بوده و حتي به مصرف كودكان مي رسيده است. مصرف ترياك در طبقه متوسط بسيار رايج بوده و اين مشكل اجتماعي عمده يا “اعتياد” محسوب نمي شد. فقط بعدها در اين قرن مصرف افيونها با اعتياد «جرم» و فساد اخلاقي پيوند يافت. به داروهاي توهم زا133 نيز برحسب زمينه اجتماعي به شيوه هاي متفاوتي نگريسته شده است. بسياري از جوامع بدوي، براي مقاصد مذهبي، عبادي يا تشريفاتي گياهان حاوي مواد توهم زاي قدرتمند را مصرف كرده اند (سيد محمدي، 1382). مصرف الكل و سوءمصرف مواد يكي از اصلي ترين مشكلاتي است كه در جوامع امروزي ديده مي شود . سوء مصرف مواد يك پديده شايع در سراسر دنياست و به عنوان مهمترين آسيب اجتماعي، جامعه انساني را مورد هجوم قرار داده است(بخشی پور، 2004 ؛ سیام، 2006). سوء مصرف مواد به الگوي غير انطباقي از مصرف مواد گفته مي شود كه منجر به مشكلات مكرر و پيامدهاي سوء مي شود و مجموعه اي از علايم شناختي، رفتاري و روان شناختي را در بر مي گيرد (مددی، 2004). اعتياد براي هر جامعه ي انساني توام با خساراتي است كه جنبه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و انساني را در بر مي گيرد. اعتياد نيروي جوان در واقع زمينه ساز تخريب و انحطاط كامل آن اجتماع مي باشد .
سوء مصرف مواد يكي از مهمترين مشكلات عصر حاضر مي باشد كه گستردة جهاني پيدا كرده است مشكلي كه ميليون ها زندگي را ويران و سرمايه هاي كلان ملي را صرف هزينه مبارزه، درمان و صدمات ناشي از آن مي نمايد. روزانه تعداد زيادي بر شمار مبتلايان اين مصيبت افزوده گشته و بر اين اساس عوارض آن كه شامل اختلالات جسمي، رواني، خانوادگي، فرهنگي، اقتصادي- اجتماعي مي باشد؛ باعث از بين رفتن مرزهاي فرهنگي جامعه و به خطر افتادن سلامت رواني و اقتصادي بشر مي گردد. كشور ما به دلايل متعدد فرهنگي از قبيل باورهاي غلط و سنتي مردم و يا موقعيت جغرافيايي و همجواري با دو كشور بزرگ توليد كننده داراي شرايط كاملاً بحراني و حساس مي باشد و مبتلايان به اعتياد همه روزه باعث ايجاد خسارت سنگين اقتصادي و فرهنگي به جامعه مي گردند (مناجاتی و همکاران ، 1382). به رغم كاهش مصرف مواد مجاز و غيرمجاز در سال هاي اخير، اعتياد به الكل و مواد مخدر باز هم مشكلات جدي در اوايل بزرگسالي هستند. اين مواد به فرايندهاي شناختي آسيب مي رسانند، مشكلات رواني زير بناي اعتياد را تشديد مي كنند و خطر آسيب غيرعمدي و مرگ را افزايش مي دهند (اي.بِرك، ترجمه سيد محمدي، 1385). انسانها براي مداواي بيماريها، تسكين درد، و كاهش رنج رواني هزاران سال است كه از داروها استفاده كرده اند. به زبان شكسپير، مردم براي درد و رنجهاي زندگي، همواره در جستجوي «ترياقيهاي دلنشين براي عالم بي خبري» بوده اند(موسوی ،1388). اما نقش داروهاي روان گردان 134در جامعة موجود ما بسيار



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید