دانشگاه آزاد اسلامی
واحد کرمانشاه

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته راهنمایی و مشاوره ( MA )
عنوان :
مقایسه تعارضات زناشویی و سبک های حل تعارض در زوجین دارای رضامندی و عدم رضامندی از ازدواج
استاد راهنما:
دکتر حسن امیری
نگارنده:
زهرا ملکی
دی 1393
سپاسگزاری
بر خود لازم می دانم قبل از هر چیز از همکاری و همیاری صمیمانه جناب آقای دکتر حسن امیری که اینجانب را صمیمانه در انجام این پژوهش راهنمایی نمودند نهایت تشکر و سپاسگزاری را داشته باشم.
همچنین از استاتید محترم جناب آقای دکتر کاکابرایی مدیر محترم گروه روانشناسی و مشاوره و جناب آقای دکتر افشارنیا که داوری این پایان نامه را قبول فرمودند تشکر و قدردانی می نمایم.
تقدیم به
پدر زحمتکشم
و
همسر مهربانم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل اول – مقدمه
مقدمه3
بیان مسأله پژوهش 4
ضرورت پژوهش 6
اهداف پژوهش9
فرضیه های پژوهش10
تعريف واژه‏ها و اصطلاحات تخصصی10
فصل دوم- پیشینه پژوهش
مقدمه13
مبانی نظری تعارض 14
تعریف تعارض در بافت ارتباط 15
هرم تعارض19
مرحله مبادله وقایع روزانه20
مرحله بیان احساسات20
مرحله در میان گذاری عقاید21
مرحله تصمیم گیری21
مرحله حل مسأله 21
مرحله حل بحران21
تعارض و هیجانات مربوط به آن22
سبک های مقابله با خشم25
فرایندها و مسائل ایجاد کننده تعارض28
فرایندهای مولد تعارض30
مدل حوادث و مسايل در مشاجرات زناشويي32
مسایل مولد تعارض33
راهبردهای حل تعارض41
راهبرد رقابت48
راهبرد همکاری49
راهبرد انطباقی50
راهبرد اجتناب52
راهبرد مصالحه53
الگوهای ارتباطی53
عاطفه مثبت در مقابل عاطفه منفی54
جو ارتباطی در روابط میان فردی55
پیامهای تصدیق و عدم تصدیق56
جو ارتباطی چگونه بوجود می آید59
ایجاد جو ارتباطی مثبت61
مدیریت تعارض میان فردی65
ماهیت تعارض66
مبارزه66
اهداف ناسازگار67
کمبود منابع67
وابستگی متقابل67
سبک های بیان تعارض68
غیر جرأتمندانه68
پرخاشگری مستقیم69
پرخاشگری منفعلانه70
ارتباط غیر مستقیم71
جرأتمندی71
ویژگی های پیام های قاطعانه72
شیوه های حل تعارض74
مبانی نظری رضایت زناشویی81
پیشینه تحقیقات در داخل کشور98
پیشینه تحقیقات در خارج از کشور99
فصل سوم- روش‌ پژوهش
مقدمه 103
طرح پژوهش103
جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری 103
روش نمونه گیری105
مشخصات ابزارهای پژوهش105
پرسشنامه حل تعارض رحیم105
پرسشنامه رضامندی زناشویی انریچ106
پرسشنامه سنجش تعارضات زناشویی ثنایی108
روش اجرا وجمع آوری داده‌ها110
روش تجزیه و تحلیل داده‌ها110
فصل چهارم- نتایج پژوهش
مقدمه 112
توصيف داده ها112
تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها113
آزمون فرضیه اول تحقیق113
آزمون فرضیه دوم تحقیق114
آزمون فرضیه سوم تحقیق115
آزمون فرضیه چهارم تحقیق116
آزمون فرضیه پنجم تحقیق117
آزمون فرضیه پنجم تحقیق118
فصل پنجم- بحث و نتیجه گیری
 بحث و نتیجه گیری121
محددیت های پژوهش129
پیشنهادات129
منابع فارسی130
منابع انگلیسی134
پیوست ها 140
پیوست الف: پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ 141
پیوست ب: پرسشنامه مهارتهای حل تعارض رحیم143
پیوست ج: پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی145
چکیده انگلیسی
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1 خشم، افسانه ها و حقايق25
جدول 2-2 راهبردهای ایجاد فاصله59
جدول 2-3 مقوله بندی گیب از رفتارهای دفاعی و حمایتی62
جدول 2-4 سبک های فردی تعارض70
جدول 2-5 انتخاب مناسبترین روش حل تعارض81
جدول 4-1 متغیرهای سن و جنس در نمونه مورد پژوهش112
جدول 4- 2 خلاصه آمار توصیفی برای متغیر رضایت زناشویی113
جدول 4- 3 خلاصه آمار توصیفی برای متغیر تعارض زناشویی113
جدول 4- 4 خلاصه آمار توصیفی برای متغیر سبک های حل تعارض113
جدول 4-5 آزمون کلموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها114
جدول 4-6 آزمون t برای مقایسه تعارضات زناشویی بین دو گروه دارای رضایت زناشویی و فاقد رضایت زناشویی114
جدول 4-7 آزمون کلموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها115
جدول 4-8 آزمون t برای مقایسه سبک های حل تعارض بین دو گروه دارای رضایت زناشویی و فاقد رضایت زناشویی115
جدول 4-9 مقایسه میانگین های دو گروه دارای رضایت زناشویی کم و زیاد در سبک حل تعارض سازنده116
جدول 4-10 مقایسه میانگین های دو گروه دارای رضایت زناشویی کم و زیاد در سبک حل تعارض سازنده116
جدول 4-11 مدل تحلیل رگرسیون برای متغیر مستقل سبک حل تعارض منسجم117
جدول 4-12 ضرایب مدل رگرسیون و معنی داری آن در مدل برای متغیر مستقل سبک حل تعارض منسجم118
جدول 4-13 مدل رگرسیون چند متغیره به شیوه گام به گام118
جدول 4-14 ضرایب تبیین و اندازه اثر برای متغیر سبک مشارکت118
جدول 4-15 ضرایب تبیین و اندازه اثر برای سبک های حل تعارض اجبار، اجتناب و رقابت119
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 2-1 هرم تعارض20
فهرست فرمول ها
عنوان صفحه
فرمول3-1 محاسبه حجم نمونه104
چکیده:
این پژوهش با هدف مطالعه، مقایسه انواع تعارضاتی که زوجین دارای رضامندی / عدم رضامندی زناشویی در زندگی تجربه می نمایند و مطالعه و مقایسه سبکهای حل تعارضات در زوجین دارای رضامندی / عدم رضامندی زناشویی انجام گرفته است. برای انجام تحقیق از میان فرهنگیان استان کرمانشاه تعداد 41 زوج دارای رضامندی زناشویی از مدارس شهر کرمانشاه و تعداد 41 زوج فاقد رضامندی زناشویی که برای مشکلات زناشویی به مراکز مشاوره مراجعه نمودند، بعنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش از سه پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ، تعارضات زناشویی ثنایی و حل تعارض سازمانی رحیم استفاده شده است. پس از جمع آوری داده ها از طریق نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل انجام شد. نتایج تحلیل داده ها از طریق آزمون t گروه های مستقل و تحلیل واریانس نشان داد که در تعارضات زناشویی بین زنان دارای رضامندی زناشویی و زوجینی که عدم رضامندی زناشویی دارند تفاوت معنی دار وجود داشت. همچنین بین بکارگیری سبک سازنده و غیر سازنده در زوجین دارای رضامندی/ عدم رضامندی زناشویی تفاوت معنی داری وجود داشت. تحلیل بیشتر داده های پژوهش نشان داد زوجین دارای رضامندی زناشویی بطور معنی داری بیشتر از زوجین فاقد رضامندی زناشویی از سبک حل تعارض سازنده استفاده می کنند. همچنین نتایج نشان داد زوجین دارای رضامندی زناشویی کم، بیش از زوجین دارای رضامندی زناشویی زیاد از سبک های مخرب حل تعارض استفاده می کنند. همچنین آزمون فرضیه دیگری نشان داد درصد بالایی از تغییرات رضامندی زناشویی را می توان از طریق سبک حل تعارض منسجم تبیین نمود. محققان پیشنهاد می کنند آموزش مهارتهای حل تعارض سازنده برای کاهش عدم رضامندی زناشویی و اقدام مؤثری جهت پیشگیری از طلاق است.
کلید واژه ها: رضایت زناشویی، تعارضات زناشویی، سبک های حل تعارض.
فصل اول
مقدمه
مقدمه
محققان روابط زوجین بر فراوانی بروز تعارض در روابط زوجین و شیوه ای که زوجین با این تعارض درگیر شده و یا آنرا حل می نمایند، تمرکز نموده اند. سه اصل کلی از این کار نشأت گرفته است. اول ، تعارض بطور مرتب در اغلب روابط صمیمی اتفاق می افتد (برهم1، مایلر2، پرلمن3، کمپبل4، 2002). دوم، کنار آمدن با تعارض، در برخی شرایط ممکن است صمیمیت و رضایت از رابطه را تسهیل نماید (کاناری5 و کاپاچ6، 1998؛ فینچام7، بیچ8، 1999؛ گاتمن9، 1994؛ هلمز10 و بون11، 1990). سوم، در ازدواج های ناشاد، تعارض با الگوهای رفتاری (مانند عاطفه منفی متقابل، پرتوقعی- کناره گیری) و اینکه تشدید تعارض آنرا در دستیابی به راه حل مشکل تر می سازد مرتبط دانسته اند (برادبری12 و فینچام، 1990؛ فینچام و بیچ، 1999). اینکه تعارض صمیمیت را تسهیل نماید یا پریشانی را افزایش دهد ممکن است بر تفاوت های فرد در شیوه تفسیر و پاسخدهی به تعارض مربوط باشد.
دو دسته مسايل باعث تعارض همسران مي شود كه يكي مسايل آشكار و ديگري مسايل پنهان است. در اكثر زمان ها مسايلي كه به وسيله حوادث ايجاد مي شوند، بسيار شفاف هستند و در مورد موضوعاتي هستند كه اكثر ما در هر روز با آنها مواجه هستيم و مستقيماً به همان موضوع بر مي گردد، مثل پول، كارهاي منزل، مسايل كودكان، خويشاوندان همسر، مسأله مشروب ومواد مخدر، مسايل مذهبي و شغلي. بحث در مورد اين مسايل، مستقيماً به خود آنها برمي گردد و موضوع ديگري در بين نيست. اما گاهي اوقات همسران خودشان را در بطن مشاجره در مورد حوادثي مي بينند كه به نظر نمي رسد وابسته به مسأله ويژ ه اي باشد. يا وقتي در مورد مشكلات خاصي گفتگو مي كنند، به هيچ جايي نمي رسند. این مسايل پنهاني اغلب باعث بحث هاي ناكام كننده و تخريب گر در ميان همسران مي شود. اين مسايل بسيار مهم اند؛ آنها انتظارات، نيازها و احساسات ابراز نشده اي را بازنمايي مي كنند كه اگر به آنها توجه نشود، باعث آسيب جدي به ازدواج مي شود . مسايل پنهاني در خشمي كه حوادث به ظاهر خنثي مي توانند فرا بخوانند به خوبي بازنمايي مي شوند. چندين نوع ، مسأله پنهاني در كار با زوج ها مشخص شده كه عبارتند از : قدرت، اهميت و مراقبت ، قدرشناسي، تعهد، تماميت و پذيرش(گاتمن13 و همكاران، 2000).
افراد ممکن است در مواجهه با تعارض های ناشی از روابط بین فردی راهبردهای مختلفی به خود بگیرند آنچه در این امر شایسته مطالعه و تعمق است بررسی نوع سبک های مقابله با تعارض است )کوان14، 2004). اگر تعارض ها بصورت مثبتی از طرف زوجین حل و فصل شود و راهبردهای مناسبی به مرور زمان جهت حل مشکلات ناشی از روابط زناشویی اتخاذ شود باعث پایداری و بهبود روابط در بلند مدت خواهد شد و مهارتهای ناشی از روابط زناشویی را بالا خواهد برد، حتی یادگیری این رویکرد انطباقی، میتواند فرد را در مقابل دیگر رویدادهای فشارزای زندگی هم مقاومتر کند (دان هام، 2008) ولی اگر تعارض ها بصورت نامطلوبی اداره شود موجب تخریب زندگی زناشویی شده و اثرات زیان آوری بر سلامت فیزیکی و هیجانی زوجین به جا میگذارد (ماهونی، 2006) و میتواند موجب ایجاد دامنه ای از مشکلات رفتاری و هیجانی کودکانی شود که در معرض تعارضات والدین هستند (هیندمن15،2002).
در این پژوهش با نگاهی به اقسام تعارض و میزان تعارض در زوجین، به مقایسه شیوه های حل تعارض سازنده و مخرب و تأثیر آن بر رضایت زناشویی زوجین پرداخته شده است.
1-2 بیان مسأله پژوهش
ازدواج مرحله گذار در یک زندگی است. زوج ازدواج کرده با اندیشه تشکیل یک خانواده وارد نهادی می شوند که انتظارات و مسئولیت های زیادی را برای آنها بدنبال خواهد آورد. ازدواج نه تنها منبعی برای کامیابی های مطلوب است، بلکه نیازمند توجه دائمی از طرف زوجین است. زوجین در زندگی فراز و فرودهای بسیاری را تجربه می کنند. کمال مطلوب معمولاً در همه حوزه های زندگی قابل دستیابی نیست. تعارضات در زندگی غیرقابل اجتناب و گاهی اوقات برای حفظ علاقه و عاطفه در زندگی ضروری است (دلدار16، 2013).
شواهد تجربی نشان می دهدکه تعارض هم در ازدواج هایی که زوجین رضامندی دارند و هم در ازدواج هایی که زوجین رضایت ندارد به وقوع می پیوندد، اما رفتارهایی که برای اداره این تعارضها بکار گرفته می شود در هر دو دسته بطور قابل توجهی متفاوت است. روش سازنده برای اداره کردن تعارض ها در رابطه ممکن است صمیمیت را تسهیل نماید، در حالیکه شیوه های غیر سازنده برای اداره کردن تعارض ممکن است بدکارکردی را افزایش دهد و باعث پریشانی بیشتر در ازدواج گردد(فاروق17 و اف بات18، 2012؛ کوسار19 و کاهلید20، 2001؛ لیم21، 2000؛ فالکنر22، 2002). کوردک23 (1995)، نشان داده است که بین سبکهای حل تعارض و رضامندی از ازدواج رابطه وجود دارد( هاروک24، 2010.( هاکر25 و ویلموت26 (1995) “تعارض” را بعنوان تلاش انجام شده بین حداقل دو نفر وابسته به هم که طرفین، هدفهای ناسازگار، پاداش های اندک، و دخالت از طرف دیگری را برای دستیابی به هدفهایش دریافت می نماید، تعریف نموده است (هاکر و ویلموت، 2001).
هندریک27 (1998) دریافت که رضامندی زناشویی به معنای ، ارزیابی ذهنی همسران از رابطه زناشویی است، و در رابطه با مفهوم کیفیت زناشویی یا سازگاری زناشویی بکار می رود. گاتمن و لیونسون28 (1998) نشان دادند، شیوه ای که یک زوج احساسات منفی را در زمان بروز تعارض کنترل می نمایند، تعیین می کند که ازدواج موفق است یا ناموفق(به نقل از لیم29،2000). محققان مختلفی مانند گاتمن (1999)، جاکوبسن30 و ادیس31 (1993)، کوردک (1995)، نشان داده اند که الگوهای تعاملی تعارض زوجین با رضایت از رابطه مرتبط است. الگوی تعاملی کناره گیری – پرتوقعی با رضایت از رابطه همبستگی منفی دارد. در این الگوی تعاملی، یکی از زوجین توقع حل مسأله دارد در حالیکه دیگری سعی بر کناره گیری دارد. گاتمن و کروکوف (1989) نشان دادند که سبک تعاملی پرتوقع-کناره گیر برای زوجین سودمند نیست، زیرا اجتناب از تعارض باعث بدتر شدن رابطه می گردد(فالکنر32، 2002).
کنت توماس33 و رالف کیلمن34 (1970) 5 سبک عمده کنار آمدن زوجین با تعارض را که در میزان مشارکت و ابراز وجود متفاوت است معرفی نمودند. این سبک ها عبارتند از : رقابتی، اجتنابی، اجباری، مشارکتی و توافقی (لیم، 2000). در این پژوهش مدل توماس و کیلمن(1970) بعنوان چهارچوب سبک تعارض برگزیده شده است.
1-3 ضرورت پژوهش
ازدواج رابطه اي انساني، پيچيده، ظريف و پوياست و از ويژگي هاي خاصي برخوردار است. در جوامع امروز زندگي انسان ها در تمامي ابعاد دستخوش تغييرات سريع و شگرفي شده است. ازدواج و زندگي زناشويي نيز از اين قاعده مستثني نيست. هرچند ازدواج به عنوان نهادي جهاني باقي مانده است، ولي اهداف و انتظارات و نحوه شکل گيري آن بر اثر تغييرات مختلف اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در طول زمان تغيير کرده است. در گذشته، همسران به وسيله والدين انتخاب مي شدند و ازدواج قرارداد بين خانواده ها بود. همچنين ازدواج وسيله تنظيم رفتار جنسي، توليد نسل، حفظ وضعيت اقتصادي و اجتماعي خانواده و نياز جامعه براي تثبيت خانواده بود. با تغيير و تحولات اجتماعي و اقتصادي، اساس ازدواج از قرارداد بين والدين به انتخاب همسر و آزادي انتخاب تغيير کرد و علاوه بر مسائل اجتماعي و اقتصادي، جاذبه رومانتيک و نيازهاي شخصي اساس انتخاب همسر شد. هدف ازدواج نيز از ارتباط اجتماعي و خانوادگي، به ارضاي نيازهاي عاطفي – رواني شخصي تغيير پيدا کرد. در جوامع امروز دلايل اساسي ازدواج عمدتاً عشق و محبت، داشتن شريک و همراه در زندگي، ارضاي انتظارات عاطفي – رواني و افزايش شادي و خشنودي است ( برنشتاين35،1380 ؛ براون36، 1990؛ نوابي نژاد، 1380).
در کشور ما کانون خانواده و ازدواج به دليل مسائل خاص فرهنگي و ارزشي، اهميت بيشتري در مقايسه با کشورهاي غربي دارد، لذا تلاش براي استحکام و تداوم خانواده و ارضاي نيازهاي عاطفي و رواني اعضا، بويژه همسران در چارچوب خانواده از اهميت بيشتري برخوردار است. علاوه براين، به دليل اهميت و نقش خانواده در فرهنگ ايران، وجود مشکلات، تعارض ها و نهايتاً از هم پاشيدگي خانواده مي تواند آثار زيانباري بر زوجين، فرزندان و جامعه در مقايسه با سايرکشورها داشته باشد(اعتمادی و جعفری، 1387).
تحقیقات قابل توجهی درباره ازدواج ، اهمیت نتایجی را که با رضامندی زناشویی مرتبط است ، مستقل از اینکه ازدواج ادامه یابد یا خیر، آشکار میسازد. برای مثال ، تجربه همسران ، سلامت هیجانی و بدنی، شغل را با موفقیت همراه خواهد نمود ، و زمانیکه ازدواج توأم با رضامندی باشد در مقایسه با کسانی که از ازدواجشان رضایت ندارند، به نظر می رسد از دیگر منابع استرس ایمن باشند ( کیلولت37 – گلایسر38 و نیتون39، 2001؛ استاک40 و اشلمن41، 1998؛ والتز42 و همکاران، 1988). اما، پریشانی زناشویی با نرخ پایین بارآوری، خطرات بالاتر بیماریهای بدنی و هیجانی در همسران، و نرخ پایین تر بهبود از بیماری ارتباط دارد (فورثفر43 و همکاران، 1996؛ کیلولت – گلاسر و همکاران، 2005). بعلاوه اثرات رضامندی زناشویی به کودکان نیز تسری می یابد. در خانواده های سالم، زمانیکه ارتباط بین والدین رضایت بخش و نسبتاً خالی از تعارض باشد کودکان مشکلات بدنی و هیجانی کمتری نشان می دهند (بوث44 و آماتو45، 2001؛ رپتی46، تیلور47 و سیمن48، 2002). بطور کلی، کیفیت روابط زناشویی نسبت به سایر متغیرهای مورد مطالعه شامل سلامتی، موفقیت شغلی و موقعیت مالی با رضامندی زندگی بین بزرگسالان رابطه قوی تری دارد (گلن49 و ویور50، 1981؛ به نقل از کارنی، 2007).
گاتمن و همکاران (2000) باور دارند که با تحلیل نوع ارتباط یک زوجین احتمال به شکست ازدواج و طلاق را می توان پیش بینی کرد،گاتمن زوج ها را براساس نحوه ارتباط و تعاملشان به هنگام تعارض به دو نوع متعادل و نامتعادل تقسیم کرده است. زوجهای متعادل خود نیز به سه گروه موثق اجتنابی و هیجانی تقسیم شده است. زوجهای نامتعادل در یک گروه زوجین متخاصم تعریف میشوند. زوجین متخاصم، فراوانی و شدت تعارض بیشتری دارد آنها در هنگام تعارض، به شخصیت یکدیگر توهین می کنند ، به طور اجتناب ناپذیری درگیر تعارضات می شوند و راهبردهای توهین امیز و اهانت آمیز بیشتری در تعاملات آنها دیده میشود. در حالی که زوجین متعادل در تعاملات خود انتقادهای اهانت امیزی نمی کنند باعث تشدید خصومت بیشتر نمی شوند و نهایتا باعث رضامندی بیشتری در هریک از زوجین می شود(گاتمن و همکاران، 2000). نظر به اینکه اختلاف و تعارض های ناشی از زوجین بخصوص در شروع زندگی مشترک نسبتا بیشتر است و این تعارض ها تا حدودی برای زوجین طبیعی است می توان با شناسایی تعارض ها و راهبردهای مناسب حل چنین تعارضاتی به افزایش رضامندی زناشویی کمک نمود. اهمیت تحقیقات درباره عدم رضامندی زناشویی یا ازدواج ناموفق و بررسی عوامل مرتبط با آن بر کسی پوشیده نیست زیرا ازدواج ناموفق با طلاق رابطه مستقیم و بالایی دارد و طلاق نیز به نوبه خود آثار زیانباری بر فرد و اجتماع می گذارد.
تعارض در روابط وقتی بروز می کند که رفتار یک شخص با توقعات شخص دیگر جور در نیاید (دیویس51،ترجمه بهاري،1382 ). یکی از مشکلات شایع در خانواده، تعارض زناشویی است. تعارض در روابط صمیمی امري طبیعی است و ازدواج از این قاعده مستثنی نیست زیرا تعاملات مکرر و مختلف زوجین زمینه هاي بی شماري را براي تعارض فراهم می کند (لیم هونگ52،2000 ؛ به نقل از ویکس53،2001). مطالعات مربوط به رفتار انسانی نشان می دهد که تعارض جزئی گریز ناپذیر از روابط انسانی به حساب می آید. مطالعات همچنین نشان می دهند که تعارض، بیشتر در مورد تفاوت های تصوری است تا تفاوتهای واقعی. به عبارت دیگر همسران موانعی را بر ارضای نیازهای شان پیش بینی می کنند که ممکن است واقعی نباشند (اولسون54، 2001).
زماني كه همسران از تعارض و احساسات همراه با آن مثل خشم، حسادت، تنفر، براي توجه به جنبه هايي از رابطه شان كه نياز به تأمل و كار دارد، استفاده كنند، اين تعارض مي تواند پشتيبان آنها باشد. اگر همسران روش سازنده اي را براي مقابله با تعارض، به كار نگيرند، ممكن است به تدريج از يكديگر جدا شوند. سناريوي طلاق يك معركه ناگهاني نيست، بلكه فقدان تدريجي صميميت و نزديكي است .ترس از تعارض و احساسات همراه با آن مي تواند منجر به عدم درگيري در مسايل و عدم درگيري در مسايل مي تواند منجر به طلاق هيجاني و نهايتاً طلاق قانوني شود. اين رويكرد، زوج ها را تشويق مي كند كه در مورد مسايل شان، به طور باز و صريح گفتگو كنند و از ناديده گرفتن آنها با اين فرض كه به مرور زمان حل مي شوند، امتناع ورزند. چگونگي مقابله با تعارض همچنين از اين نظر مي تواند اهميت داشته باشد كه در رضامندی و عدم رضامندی افراد از ازدواج شان تأثير معني داري داشته باشد (اولسون، 2001).
بي هيچ شبهه‌اي طلاق از دشوارترين پديده هاي اجتماعي از ديدگاه پژوهشي است (ساروخاني، 1376؛ به نقل از مرادي،1380). فروپاشي روابط زوجين شايعترين جلوه تعارض شديد است. شواهد نشان مي‌دهد که حدود نيمي از ازدواجهاي امروزي به طلاق مي انجامد. بعد از طلاق حدود 65٪ زنان و 70٪ مردان احتمالا” دوباره ازدواج مي کنند و حدود 50٪ افرادي که براي بار دوم ازدواج کرده اند، دوباره طلاق مي گيرند (گاتمن،1998؛ به نقل از يانگ ولانگ،2007؛ ورثينگتون ، 2005).
تقريبا”هيچ زن و شوهري با نيت طلاق با هم وصلت نمي‌کنند (بهاري،1377و1379). اما تحولات جريان ‌زندگي زن و شوهرها را به سمت اختلاف، درگيري، جدايي رواني- عاطفي و گاه طلاق سوق مي‌دهد (بهاري،1388). تحقيقات متعدد حاكيست كه بود يا نبود تعارض نيست که”کيفيت ازدواج” را تعيين مي‌کند بلکه طرز اداره موقعيتهاي تعارض آميز است که کيفيت رابطه زناشويي را تعيين مي‌کند (براي نمونه، کومستاک و استرزيزويک،1990؛ به نقل از ويلموت و هوكر،2000). مشكلات ارتباطي از رايجترين مشكلاتي است كه زوجين بيان مي كنند. بيش از 90% زوجهاي آشفته اين مشكلات را به عنوان مساله اصلي در روابط خود بيان مي كنند. مشكلات ارتباطي مساله كليدي در رويكردهاي ارتباطي به خانواده است. اين منازعات اغلب دور باطلي را ايجاد مي كنند كه يافتن نقطه آغاز در آن بي معناست (رضا زاده،1387).
از آنجایی که تعارض و شیوه های حل این تعارضات از عوامل مهم طلاق به شمار می آیند ضرورت مطالعه تعارض بر همه کس آشکار و مشخص است.
1-4 هدف های پژوهش
1-4-1 هدف کلی تحقیق:
هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه سبکهای حل تعارضات در زوجین دارای رضامندی / عدم رضامندی زناشویی است.
1-4-2 هدف های فرعی تحقیق
مقایسه سبک های حل تعارض زوجین دارای رضامندی/ عدم رضامندی زناشویی.
مطالعه تفاوت بین سبک های حل تعارض زوجین دارای رضامندی/عدم رضامندی زناشویی.
1- 5 فرضیه های پژوهش
بین تعارضات زوجین دارای رضامندی زناشویی / عدم رضامندی زناشویی تفاوت وجود دارد.
بین بکارگیری سبک سازنده و غیر سازنده در زوجین دارای رضامندی/عدم رضامندی زناشویی تفاوت وجود دارد.
زوجین دارای رضامندی زناشویی بیش از زوجین ناراضی از ازدواج از سبک های سازنده حل تعارض استفاده می کنند.
زوجین دارای نارضایتی زناشویی بیش از زوجین دارای رضامندی زناشویی از سبک های مخرب حل تعارض استفاده می کنند.
درصد بالایی از تغییرات رضامندی زناشویی را می توان از طریق سبک حل تعارض منسجم تبیین نمود.
می توان رضامندی/عدم رضامندی زناشویی را از طریق سبک حل تعارض پیش بینی نمود.
1- 6 تعريف واژه‏ها و اصطلاحات تخصصی
رضامندی زناشویی
تعریف مفهومی رضامندی زناشویی: بر طبق تعریف، رضامندی زناشویی حالتی است که طیّ آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند (سینها و ماکرجی1، 1991 به نقل از میر احمدی زاده و همکاران، 1382).
تعریف عملیاتی رضامندی زناشویی: نمره ای که فرد در پرسشنامه رضامندی زناشویی انریچ بدست آورده است.
تعارض
تعارض55 عبارت است از مبارزه ابراز شده بین یک زوج به هم وابسته که اهداف نامنطبق، پاداش های کم، و کنترل یا دستکاری را از سوی زوج دیگر در دستیابی به اهدافش احساس می کند (هوکر و ویلموت، 2001).
تعریف عملیاتی تعارض: نمره ای که فرد در پرسشنامه تعارضات زناشویی تجدید نظر شده (ثنایی و همکاران، 1378) بدست آورده است.
سبک های حل تعارض
تعریف مفهومی سبک حل تعارض: افراد ممکن است در مواجهه با تعارض های ناشی از روابط بین فردی راهبردهای مختلفی به خود بگیرند اگر تعارض ها بصورت مثبتی از طرف زوجین حل و فصل شود وراهبردهای مناسبی به مرور زمان جهت حل مشکلات ناشی از روابط زناشویی اتخاذ شود باعث پایداری و بهبود روابط در بلند مدت خواهد شد و مهارتهای ناشی از روابط زناشویی را بالا خواهد برد، حتی یادگیری این رویکرد انطباقی، میتواند فرد را در مقابل دیگر رویدادهای فشارزای زندگی هم مقاومتر کند (دان هام، 2008)، ولی اگر تعارض ها بصورت نامطلوبی اداره شود موجب تخریب زندگی زناشویی شده و اثرات زیان آوری بر سلامت فیزیکی و هیجانی زوجین به جا میگذارد (ماهونی، 2006). شیوه هایی که اشخاص برای حل تعارض بکار می گیرند سبک های حل تعارض گفته می شود.
تعریف عملیاتی سبک حل تعارض: نمره ای که فرد در عامل های پرسشنامه حل تعارض توماس و کیلمن (1975) بدست آورده است.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
2- 1 مقدمه
به دليل اينكه مردم با نگاه هاي بسيار متفاوتي به جهان مي نگرند و داراي اهداف متفاوت اند، پس تعارض56 جزء لاينفك و گريزناپذير روابط انساني است . در حقيقت هرچه روابط صميمانه تر باشد، احتمال تعارض بين فردي بيشتر مي شود. روزي فردي به شوخي گفت : “علت اصلي طلاق ازدواج است “. زندگي با يكديگر به عنوان يك زوج مي تواند يكي از چالش بر انگيزترين مسايلي باشد كه افراد در زندگي خود با آن مواجه مي شوند. هرچه فردي درباره ديگري بيشتر بداند، با احتمال بيشتري بين آنها اختلا ف نظر و تعارض پيش مي آيد. شايد اين بيت شعر گوياي بهتر مطلب فوق باشد:
“من از بيگانگان هرگز ننالم كه با من هرچه كرد، آن آشنا كرد”
جامعه شناساني كه خشونت را در آمريكا بررسي كرده اند، مي گويند : “وقتي با غريبه ها هستيد، نسبت به زماني كه در كنار همسر يا معشوق تان هستيد، از امنيت بيشتري برخورداريد”. مأموران پليس ايالات متحده گزارش مي كنند كه تلفن هاي دال بر خشونت هاي خانگي از خطرناك ترين خشونت هايي هستند كه آنها به آن پاسخ مي دهند. نكته مهم اين است كه اگر بخواهيم رابطه مان پويا و باقي باشد ، بايد اين اختلاف نظرها را به شيوه اي درست حل كنيم . گرچه ممكن است تعارض از نظر آماري طبيعي باشد، اما از يك سو نبايد منجر به خشونت كلامي و جسماني شود و از سوي ديگر نبايد آن را سركوب كرد و ناديده گرفت (شیری، 1387).
تعارض طبیعی و در ازدواج غیر قابل اجتناب است. تجربه شخصی هر کسی از تعارضات میان فردی، نسبت به دیگر روابط دراز مدت، اغلب بالاترین میزان آن به همسر اختصاص دارد(آرجلی57 و فرونهام58، 1983). روابط زوجی مخصوصاً مستعد تعارض هستند زیرا همسران صمیمت و وابستگی متقابلی زیادی به یکدیگر دارند. این کیفیت ها زوج را نسبت به دیگری آسیب پذیر می سازد. در همان زمان، قدرت پیوستگی روابط به طوری که زوجین بهتر بتوانند در برابر انتقاد از یکدیگر مقاومت کنند و ارتباط می تواند با وجود اختلاف نظر همسران باقی بماند (کاناری59، کوپاچ60، 2006).
2-2 مبانی نظری تعارض
اصطلاح تعارض اغلب ادراک مجادلات خصمانه و روابط بدکار است. اگر چه ، تحقیقات نشان داده است که حضور صرف تعارضات لزوماً بد نیست. در حقیقت، برخی رویه های تعارض نتایج مثبتی به بار خواهد آورد. تعارض امکان بیان احساسات مهم و تدبیر راه حل های خلاق برای مشکلات را به زوجین می دهد. علاوه بر این، تعارضی که با موفقیت مدیریت شده باشد می تواند پیوستگی های ارتباطی را قدرتمند کند و انسجام و همبستگی ارتباطی را افزایش دهد. تعارض زوجی همچنین به رشد اجتماعی کودکان کمک می کند. رایج ترین موضوعات تعارض در رابطه زناشویی عبارت است از ارتباط، دارایی، کودکان، روابط جنسی، تکالیف و وظایف خانگی، حسادت، و خویشاوندان سببی (گاتمن61، 1979؛ مید62 و همکاران، 1990). برخی اوقات آنچه بصورت ظاهری موضوعی بسیار ساده است انعکاسی از کشمکش ارتباطی عمیق تری درباره قدرت و صمیمیت است (مانند اختلاف بر سر زمان با هم بودن زوجین در مقایسه با گذراندن وقت با دیگران). تعارض پایدار درباره چنین موضوعات رابطه ای بیشترین تأثیر را بر رضایت رابطه ای دارد (کوردک63، 1994). شدت و اهمیت تعارضات بطور گسترده ای در درون و بین زوجین متفاوت است. برخی تضادها صرفاً اختلافات یا شکایت های ملایم هستند. برخی از آنها کمترین توجه را دریافت می کنند و اثرات کوتاه مدتی بوجود می آورند. دیگر تعارضات نشان دهند کشمکش های مداومی درباره موضوعات مهم شخصیتی است که موجب اضطراب شخصیتی و تنش رابطه ای می گردد. تعارضاتی که عودکننده هستند و در طول زمان پایدارند پیچیده ترین مشکلات را برای پایداری رابطه ایجاد می کنند(للوید64، 1990)، با این حال، صدمات رابطه ای زمانیکه زوجین تبادل پیامهای تأییدی را در خلال تعارضات ادامه دهند می تواند تخفیف یابد (جانسون65 و رولوف66، 2000). تعیین اینکه چه مقدار تعارض بین زوج ها نرمال و معمول است دشوار است، اگر چه این مقدار توسط محققان برآورد شده است (مک گانگل67، کسلر68، و اسکیلینگ69، 1992). در حقیقت، متوسط تعداد اختلالفات در سرتاسر ازدواج احتمالاً معنی دار نیست زیرا انواع متفاوتی از ازدواج مقادیر متفاوتی از تعارض را نشان می دهد (فیتس پاتریک70، 1988؛ گاتمن، 1994؛ راش71 و همکاران، 1979). برخی زوجین یک فرهنگ ارتباطی بنا می کنند که گفتگو در آن به کرات تکرار می شود؛ دیگران به ندرت اختلاف را تجربه می کنند و نُرمی را برای عدم توافق فقط در موضوعات مهم بوجود می آورند. با این وجود، الگوهای رشدی، ممکن است پایدار باشد. برای مثال، زوج های مسن تر که سالهای طولانی تری از ازدواج شان گذشته است در مقایسه با زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند با اختلافات کمتری درگیر هستند (زیتلو72 و سیلارز73، 1988). با اینحال، صرف فراوانی اختلافات اطلاعات کمی را درباره سلامت کلی یا پایداری روابط زوجی آشکار می سازد. مهم تر از آن شدت مذاکرات، و روش است که آنها را مدیریت می کنند (برای مثال گاتمن74، 1994).
2-2-1 تعریف تعارض در بافت ارتباط
زمانیکه مردم بطور نوعی به تعارض75 می اندیشند، معمولاً یک موقعیت همراه با پرخاشگری را تجسم می کنند که شامل مؤلفه های کلامی و غیر کلامی مانند چهره های عصبانی، صدای بلند، یا خیره شدن خواهد بود. با وجود این تعارض همیشه با پرخاشگری بیان نمی گردد. برخی اوقات مردم برای توافق و یا رسیدن به سازگاری به آرامی درباره موضوعات مورد اختلاف خود بحث می کنند، که در نهایت به افزایش کارکرد ارتباطی آنها می انجامد. بر خلاف باور عموم مردم، تحقیقات همچنین نشان داده است که تعارض بیش از آنکه تأثیر منفی بر روابط داشته باشد، تأثیر مثبتی بر روابط دارد. برای مثال گاتمن (1979) متوجه شد هر کدام از زوجین که درباره موضوعات مشاجره صحبت نمایند نسبت به فردی که موضوع را کم اهمیت نموده و درباره موضوع صحبت نکرده است و یا از صحبت درباره آن اجتناب نموده است احساس رضایت بیشتری نموده است. سایر محققان نیز دریافتند زوج هایی که بطور سازنده ای با تعارض روبرو می شون می توانند بطور نسبی این مشکلات را حل نمایند، احساس صمیمیت خود را افزایش دهند و نهاریتاً روابط خود را پایدارتر نمایند (برایکر76 و کلی77، 1979؛ للوید78 و کیت79، 1985). شیوه برخورد زوج با تعارض از خود تعارض اهمیت بیشتری دارد. برای مثال، سیگرت80 و استامپ81 (1994) دریافتند که عامل اصلی رسیدن به این آگاهی بین زوجین است که با اولین دعوای بزرگ همچنان با هم بمانند و ارتباط سازنده ای در خلال دوره تعارض داشته باشند. آنهایی که با یکدیگر ماندند گزارش نمودند که تعارض آنها را به افزایش درک و اعتماد هدایت نمود و اینکه می توانند مسایل را با هم حل کنند و اینکه می خواهند برای یکدیگر فداکاری کنند. آنهایی که با هم نبودند گزارش دادند که تعارض باعث سردرگمی و بی اعتمادی آنها درباره وضعیت رابطه شده است، آنها همچنین درباره اینکه تعاملات آینده تنش آلود و ناخوشایند باشد نگرانند.
هم راستا با این ، تحقیقاتی نشان دادند که تعارض می تواند یا رضایت رابطه ای را افزایش دهد و یا آنرا فرسوده نماید، محققان حوزه ارتباطات میان فردی تعارض را بعنوان عدم توافق بیان نموده اند تا پرخاشگری (کان82، 1992؛ کاناری، و دیگران، 1995). با وجود این توافق کمی درباره ویژگی های دقیق که تعارض را تعریف می نماید و آنرا از سایر انواع تعامل متمایز می سازد وجود دارد.
یکی از رایج ترین تعاریف تعارض از طرف هاکر83 و ویلموت84 (1998) ارائه شده است، این محققان تعارض را با 5 ویژگی تعریف نموده اند: وابستگی متقابل، ناسازگاری، مداخله، کمیابی منابع، و یک کشمکش ابراز شده. بر اساس این تعریف، تعارض بین دو یا چند فرد که به هم وابستگی متقابل دارند اتفاق می افتد. بدلیل اینکه روابط نزدیک مستلزم سطوح بالای وابستگی متقابل می گردد، معمولاً شامل سطوح نسبتاً بالایی از تعارض به مانند رضایت خواهد شد (ارگیل85 و فورناهم86، 1983). تعارض همچنین شامل ادراک اهداف ناسازگار می گردد. در سناریو ابتدای فصل، تینا ظنین بود به اینکه دیوید مایل است متفاوت از زنان دیگر به دیدار دره بزرگ برود: او خواستار آرامش یابی و داستانهای عاشقانه بود، در حالیکه او میترسید دیوید قصد دیدن دوست دختر دیگری را داشته باشد. اهداف تینا و دیوید برای حل اختلاف برای اهداف متفاوتی بود؛ تینا می خواست درباره موضوع صحبت نماید در حالیکه دیوید می خواست از تعارض اجتناب نماید.
همانطور که وضعیت تینا و دیوید نشان می دهد، ناسازگاری به احتمال زیاد زمانی منجر به تعارض می گردد که دیگران حس کنند که اهداف شریک زندگی شان با اهداف خود تداخل داشته باشد (برای مثال مرخصی زمانی که یکی از شرکا به فکر فرد دیگری باشد رمانتیک نخواهد بود)، و منابع کمیاب (ارزشهای تینا، زمان مرخصی و فکر کردن به اینکه یافتن رابطه خوب دشوار است). برای برخی زوجین که، ناسازگاری مزمن و دیرپا می گردد، ویژگیهای رابطه خود را با آن تعریف می کنند (کان؛ 1992). در نهایت، مطابق دیدگاه هاکر و ویلموت، این ناسازگار بدون اینکه ابراز گردد در حد یک ادراک باقی می ماند، در اینجا در حقیقت تعارض رخ نداده است. محققان همچنین تعارض را به چندین شیوه مفهوم سازی و عملیاتی نموده اند. کان (1990) سه شیوه را برای مطالعه تعارض مطرح نموده است:
بعنوان عدم توافق یا بحث درباره یک موضوع خاص؛
مباحثه حل مسأله که چانه زدن یا مصالحه را در خود دارد؛
الگویی از تعامل که زوجهای پریشان را از زوجهای خوشبخت متمایز می سازد.
از این زاویه دید، یک راهبرد تعارضی (مانند سازش و یا سازگاری) را می توان به موارد عدم توافق و یا حل مسئله محدود نمود، یا می توان آن را یک راه اصلی برقراری ارتباط در سراسر دوره های ارتباطی در نظر گرفت. کاناری و دیگران (1995) با بسط استدلال کان (1990) بین 4 نوع از تعاریف تعارض تمایز قائل شدند:
غیر دوره ای / غیر اختصاصی87
دوره ای / غیر اختصاصی88
غیر دوره ای / اختصاصی89
دوره ای / اختصاصی90
وقتی تعارض بصورت غیر دوره ای و غیر اختصاصی تعریف می گردد، “تعارض بعنوان یک پدیده سیال در نظر گرفته می شود ، که به سایر انواع تعاملات در اشکال رفتاری دیگر نیز سرایت می کند” (کاناری و همکاران، 1995). بنابراین، در این وضعیت ، محققان بیش از اینکه به بررسی یک دوره خاص یا نوع خاصی از تعامل بپردازند ، به تحلیل الگوهای عمومی تعامل در روابط و انواع رفتارهایی که در خلال تعاملات زناشویی بین زوج های خوشبخت و زوج های پریشان اتفاق می افتد می پردازند.
در مقابل، زمانیکه محققان تعارض را بعنوان نوع خاصی از تعامل بدون یک رفتار اختصاصی که با چنین تعاملی همراه است، آنها تعریف دوره ای / غیر اختصاصی را می پذیرند. در این وضعیت محققان ممکن است تعارض را بعنوان بازتاب عاطفه منفی و ناسازگاری تعریف نمایند، اما رفتارهای اختصاصی شناسایی نمی گردد.
همانگونه که کاناری و همکاران (1995) مطرح کردند”برای شناسایی دقیق تر تعاملات تعارضی، تعاریف تعارض بعنوان یک دوره ممکن است علائمی از قبیل هیجانات منفی نشان دهد. اما این تعاریف لزوماً بر اساس شواهد دعوای داخلی مشخص نمی کنند مردم چگونه بطور رفتاری تعارض را مدیریت کنند”. وقتی تعارض بصورت اختصاصی اما غیر دوره ای تعریف می گردد، محققان موضع مقابل اتخاذ می کنند؛ برای تعیین اینکه یک تعارض روی داده است بیش از اینکه به ویژگی دوره ای آن توجه کنند، به انواع رفتارهای خاص توجه می کنند. برای مثال، باولز91، راجرز92 و میلار93 (1985) معتقدند تعارض زمانی اتفاق می افتد که حداقل 3 پیام تسلط بطور متوالی وجود داشته باشد. محققان دیگر تعارض را در قالب اصطلاحات رفتار غیر کلامی مانند نشان دادن اضطراب، ابراز عصبانیت، و ژست های دفاعی تعریف نموده اند (کاناری و همکاران، 1995).
اگر چه یک رویکرد رفتاری مانند این ممکن است برای محققان رفتار غیر کلامی جذاب باشد، تشخیص این امر مهم است که بسیاری از این نشانه های غیرکلامی در بافت هایی که تعارض آمیز هم نیست وجود دارد. بعلاوه کاناری و همکارانش خاطر نشان کرده اند که ” اجماع درباره رفتارهای اختصاصی که تعامل تعارض آمیز را نشان دهد وجود ندارد”.
مفهوم سازی بعدی تعارض – هم دوره ای و هم اختصاصی – شامل تحقیق در رفتارهای ارتباطی است که در یک تعامل تعارضی خاص اتفاق می افتد. تحقیق از این منظر به بررسی راهبردهای تعارض (مانند تشریک مساعی، رقابت و …) همچنین رفتارهای اختصاصی نمایش یافته در دوره تعامل تعارضی می پردازد (مانند توقف کلامی و صداهای بلند). نکته کلیدی این است که این رفتارها در بافت دوره های تعارض مطالعه شده اند؛ در این مفهوم سازی، تعارض بوسیله ویژگیهای تعامل تعریف شده است تا بوسیله رفتارهایی که در چنین تعاملی اتفاق می افتد. بدینسان که، محققان ممکن است نوار ویدیویی تعارضات زوجین را بازبینی کنند و رفتارهایی را که زوجین نشان داده اند کد گذاری نمایند.
راهبردهای تعارض، رفتارهای تعارضی خاص ، و الگوهای عمومی تعامل تعارضی هستند که زوج های ناراضی و خوشبخت (یا غیر مضطرب) را از هم متمایز می سازد. همینطور، مطالعه کاناری و دیگران روی مقوله های دوره ای/اختصاصی (رابردهای تعارض و رفتارها) و غیردوره ای/غیر اختصاصی (الگوهای کلی ارتباط) نشان داد راهبردهای تعارض به “رویکردهای کلی مورد استفاده برای دستیابی به یک هدف تعاملی ” اشاره دارد (کاناری و همکاران، 1995؛ همچنین نگاه کنید به نیوتون و بورگون، 1990). برخی از مردم برحسب عادت از یک راهبرد تعاملی خاص در طول دوره تعارض استفاده می کنند. در این مورد، راهبرد بکار گرفته شده به یک سبک تعارضی اشاره دارد که تقریباً پایدار است و آمادگی رفتاری شخص را منعکس می سازد. اگر چه اغلب مردم در یک تعامل چندین راهبرد تعارضی را بکار می برند، راهبرد بکار رفته از تعارضی به تعارض دیگر متفاوت است.
2-2-2 هرم تعارض
اگر تعارض حل نشود، به رشد خود ادامه مي دهد. در اين قسمت بر فرايند سلسله مراتبي تعارض94 تمركز كرده و در مورد ارزش تصميم گيري سريع در پيشگيري از مشكلات و بحران ها، صحبت خواهيم كرد.
براي درك بهتر مراحل تعارض به شكل 2-1 نگاه كنيد، تعارض را مي توان به صورت يك پيوستار از دامنه بحث درباره مسايل روزانه تا بحران ها در نظر گرفت . سه سطح پاييني در هرم تعارض، دلايل شايعي كه افراد را در بحث و ارتباط با هم قرار مي دهد، مثل گپ زدن95 در باره وقايع روزانه، بحث كردن درباره عقايد خود، بيان احساسات خود و نظير آن نشان مي دهد. اين بحث ها عموماً داراي سطح پاييني از تنش است و براي هر نوع تصميم گيري فشار كمي وجود دارد.
با چهار سطح بعدي هرم، تنش افزايش مي يابد و نياز به تصميم گيري به وجود مي آيد و آگاهي از نياز به تصميم گيري مقدم بر تصميم گيري است . اگر تصميمي كه بايد گرفته شود، اتخاذ نشود، مي تواند باعث ايجاد مشكلي شود كه نياز به حل دارد . اگر مشكل حل نشود، منجر به بحراني مي شود كه حل آن دشوارتر مي شود.

2-2-2-1 مرحله مبادله وقايع روزانه
گفتگوي معمول و روزمره اي است كه ميان همسران به طور عادي جريان دارد. مانند: “امروز چطور بود؟ “از سر كار چه خبر؟ “با بچه چه كار كردي؟ ” راستي از مامان و بابا خبر نداري؟
“آها، امروز يكي از دوستاي قديمي ام رو ديدم، دعوتش كردم آخر هفته مهمون ما باشه، تو برنامه خاصي نداري؟”
گفتگوي روزانه و مبادله اخبار و وقايع، بخش مهمي از اطلاعات مورد نياز همسران را مبادله مي كند. اهميت اين گفتگو زماني آشكار مي شود كه به علت سردي روابط، دوري يكي از همسران و يا مشغله زياد يكي از آنها و يا هر علت ديگري، اين گفتگو كاهش يابد.
مثال: بيژن دوست صميمي اش را براي جمعه آينده به منزل دعوت كرده است . اما چند روزي است كه به علت يك دعواي خانوادگي با ترانه صحبت نمي كند، زمان مي گذرد و سرانجام بيژن يك روز مانده به مهماني، ترانه را از آمدن دوست اش مطلع مي كند، اما ديگر دير شده است، ترانه براي جمعه قرار گذاشته كه به خانه مادرش برود، اما به علت قهر اين مطلب را به بيژن نگفته است.
2-2-2-2 مرحله بيان احساسات
مثال
ترانه: مدتيه كه از يكنواختي زندگي احساس كسالت مي كنم، اگه بتوني برنامه اي جور كني كه چند روزي به سفر بريم خيلي خوب مي شد.
بيژن: موافقم، من هم به دليل كار زياد، مدتيه كه خسته ام، ولي تا ماه آينده بايد صبر كنيم تا از تعطيلات ميان هفته و چند روز مرخصي استفاده كنيم.
2-2-2-3 مرحله در ميان گذاري عقايد
بيژن: مهموني امشب برام اهميت زيادي داره، مخصوصاً برام مهمه كه تو از هميشه پوشيده تر باشي، از نظر تو اشكالي نداره؟
ترانه: به نظر من پوششي كه معمولاً دارم خيلي خوبه . اما اگه فكر مي كني براي اين مهموني بايد بيشتر رعايت كنم، ايرادي نداره.
2-2-2-4 مرحله تصميم گيري
بيژن و ترانه نياز به تصميم گيري براي استفاده از روشي جهت پيشگيري از بارداري دارند، اگر آنها آگاه باشند كه بايد روشي براي پيشگيري از بارداري داشته باشند، پس لازم است كه در مورد نوع روش تصميم بگيرند. اگر آگاه نباشند و تصميمي نگيرند مي تواند منجر به بارداري (يك مشكل بالقوه) و بارداري ناخواسته شود كه مي تواند يك بحران باشد . حتي اگر از لزوم تصميم



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید